💓بنام خدا


✦مجموعه تخصصی پرستش✦

💕به وب سایت عاشقانه بابک و ساناز خوش آمدید💕


دلم تنگ است
دلم میسوزد از باغی که میسوزد
نه دیداری نه دستی از سر یاری
مرا آشفته میدارد چنین آشفته بازاری





...خدایا... خدایا... خدایا
تو دنیای بزرگت پوسیدیم که
میخواستیم میخواستیم میخواستیم
مثل این روزو نبینیم که دیدیدم که
ناز اون، بلای اون (ساناز) ، حسرت دل، عذاب عالم
آه هر چی باید همه کمتر بکشن ما کشیدیم که
...زندگی میگن برای زنده هاست اما خدایا
بس که ما دنبال زندگی دویدیم بریدیم که
وای بر ما،وای بر ما
خبر از لحظه ی پرواز نداشتیم
تا میخواستیم لب معشوق رو ببوسیم، پریدیم که







😞اینه که فاصله هارو نمیشه با گریه پر کرد


من میگم حالا بسوزم
یا که با غصه بسازم
تو میگی فرقی نداره
من که چیزی نمیبازم
من میگم اینجا رو باختی
عمری که رفته نمیاد
تو میگی قصه همین بود
تو یه برگی توی این باد






من تو را بر روی چشمانم جای خواهم داد نازنینم
و بر روی قلبم
و به خوبی از تو مواظبت خواهم کرد
چرا که تو بهترین و فداکارترینی
و من از ایثار و فداکاری تو داستانها خواهم گفت
و رمانها خواهم نوشت
آری تو روی چشمانم جای داری عزیزم
...چرا که پرواز با تو زیباست





...عشق من
وقتی شب، شب ِ سفر بود
توی ِ کوچه های ِ وحشت
وقتی هر سایه کسی بود
واسه بردنم به ظلمت
وقتی هر ثانیه ی ِ شب
تپش ِ هراس ِ من بود
وقتی زخم ِ خنجر ِ دوست
بهترین لباس ِ من بود
تو با دست ِ مهربونی
به تنم مرهم کشیدی
برام از روشنی گفتی
پرده ی ِ شبو دریدی






💓با تو انگار تو بهشتم عشقم


با تو اين تن شکسته داره کم کم جون ميگيره
آخرين ذرات موندن توی رگهام نمیمیره
با تو انگار تو بهشتم با تو پرسعادتم من
ديگه از مرگ نميترسم عاشق شهامتم من
اگه رو حصير بشينم اگه هيچ نداشته باشم
با تو من مالک دنيام با تو در نهايتم من
با تو انگار تو بهشتم با تو پر سعادتم من
ديگه از مرگ نميترسم عاشق شهامتم من
با تو شاه ماهي دريا بي تو مرگ موج تو ساحل
با تو شکل یک حماسه بي تو يک کلام باطل
بي تو من هيچي نميخوام از اين عمري که دو روزه
در اتاقم واسه قلبم پيرهن عزا بدوزه
با تو انگار تو بهشتم با تو پر سعادتم من
ديگه از مرگ نميترسم عاشق شهامتم من
با تو انگار تو بهشتم با تو پر سعادتم من
ديگه از مرگ نميترسم عاشق شهامتم من




💓قد آغوش منی نه زیادی نه کمی نفس


تو از کدوم قصه ای که خواستنت عادته
نبودنت فاجعه بودنت امنیته
تو از کدوم سرزمین تو از کدوم هوایی
که از قبیله ی من یه آسمون جدایی
اهل هر جا که باشی قاصد شکفتنی
توی بهت و دغدغه ناجی قلب منی
پاکی آبی یا ابر نه خدایا شبنمی
قد آغوش منی نه زیادی نه کمی
منو با خودت ببر ای تو تکیه گاه من
خوبه مثل تن تو با تو همسفر شدن
منو با خودت ببر
من به رفتن قانعم
خواستنی هر چی که هست
تو بخوای من قانعم
ای بوی تو گرفته تن پوش کهنه ی من
چه خوبه با تو رفتن
رفتن همیشه رفتن
چه خوبه مثل سایه همسفر تو بودن
هم قدم جاده ها تن به سفر سپردن
چی می شد شعر سفر بیت آخرین نداشت
عمر پوچ منو تو دم واپسین نداشت
آخر شعر سفر آخر عمر منه
لحظه ی مردن من لحظه ی رسیدنه
منو با خودت ببر ای تو تکیه گاه من
خوبه مثل تن تو با تو همسفر شدن
منو با خودت ببر من حریص رفتنم
عاشق فتح افق دشمن برگشتنم
منو با خودت ببر، منو با خودت ببر



💓خواهم تو شوی محبوب دلم عزیزم


خواهم تو شوی، محبوب دلم
چون نرگس من، دیوانه ی من
رویت رخ من، سویت ره من
هستی چو بهشت، کاشانه ی من
پروانه ی من، پروانه ی من
بی تو چه کنم، مستانه ی من
آوای تو شد، هم نغمه ی من
ای لاله من، بردی دل من
پروانه من، پروانه ی من
بی تو چه کنم، مستانه ی من
آوای تو شد، هم نغمه ی من
ای لاله ی من، بردی دل من



💋تو همون خونی که تو رگهای منه عشقم


تن تو ظهر تابستونو بیادم میاره
رنگ چشمای تو بارونو بیادم میاره
وقتی نیستی زندگی فرقی با زندون نداره
قهر تو تلخی زندونو به یادم میارم
من نیازم تورو هرروز دیدنه
از لبت دوستت دارم شنیدنه
نفست شعر بلند بودنه
با تو بودن بهترین شعر منه
تو بزرگی . مثه اون لحظه که بارون میزنه
تو همون خونی که تو رگهای منه
تو مثه خواب گل سرخی لطیفی مثه خواب
من همونم که ا گه بی تو باشه جون می کنه
من نیازم تورو هرروز دیدنه
از لبت دوستت دارم شنیدنه
تو مثه وسوسه شکار یک شاپرکی
تو مثه شوق رهاکردن یک بادبادکی
تو همیشه مثل یک قصه پر از حادثه ای
تو مثه شادی خواب کردن یک عروسکی
من نیازم تورو هر روز دیدنه
از لبت دوستت دارم شنیدنه
تو قشنگی مثل شکلایی که ابرا می سازن
گلای اطلسی از دیدن تو رنگ میبازن
اگه مردای تو قصه بدونن که اینجایی
برای بردن تو با اسب بالدار می تازن



😘من از نگاه کردنت پرستشو شناختم عشقم


به وسعتت جهانمو شکنجه زار میکنم
بین من از هجوم تو کجا فرار میکنم
من از نگاه کردنت پرستشو شناختم
خدا رو سُجده میکنم از این بتی که ساختم
به من بهانه ای بده که کم شه باورم به تو
به من که هر شب از خودم پناه میبرم به تو
به من بهانه ای بده که کم شه باورم به تو
به من که هر شب از خودم پناه میبرم به تو
چنان بریدم از خودم که از هوای تو پُرم
که با نفس کشیدنم از تو شکست میخورم
ثواب میکنم تویی گناه میکنم تویی
نگاه کن به هرکسی نگاه میکنم تویی
به من بهانه ای بده که کم شه باورم به تو
به من که هرشب از خودم پناه میبرم به تو
به من بهانه ای بده که کم شه باورم به تو
به من که هرشب از خودم پناه میبرم به تو





💋برای دلواپسی هات واسه سادگیت میمیرم نفس



قلب تو قلب پرنده پوستت اما پوست شیر
زندون تن و رها کن ای پرنده پر بگیر
اون ور جنگل تن سبز پشت دشت سر به دامن
اون ور روزای تاریک پشت این شبای روشن
برای باور بودن جایی باید باشه شاید
برای لمس تن عشق کسی باید باشه باید
که سر خستگیاتو به روی سینه بگیره
برای دلواپسی هات واسه سادگیت بمیره
قلب تو قلب پرنده پوستت اما پوست شیر
زندون تن و رها کن ای پرنده پر بگیر
حرف تنهایی قدیمی اما تلخ و سینه سوزه
اولین و آخرین حرف حرف هر روز و هنوزه
تنهایی شاید یه راهه راهیه تا بی نهایت
قصه ی همیشه تکرار هجرت و هجرت و هجرت
اما تو این راه که همراه جز هجوم خار و خس نیست
کسی شاید باشه شاید کسی که دستاش قفس نیست
قلب تو قلب پرنده پوستت اما پوست شیر
زندون تن و رها کن ای پرنده پر بگیر




😘آخه من هیچی ندارم که نثار تو کنم عزیزم


آخه من هیچی ندارم که نثار تو کنم
تا فدای چشای مثل بهار تو کنم
می درخشی مثل یه تیکه جواهر توی جمع
من میترسم عاقبت یه روز قمارت بکنم
من مثل شبای بی ستاره سرد و خالیم
خوب می ترسم جای عشق غصه رو یار تو کنم
تو مثل قصه پر از خاطره هستی
نمی خوام من بی نشون
تو رو نشونه دارت بکنم
تو که بی قرار دیدن شب و ستاره ایی
واسه دیدن ستاره بی قرارت بکنم
مثل دریا بی قراری نمی تونی بمونی
من چرا مثل یه برکه موندگارت بکنم
من مثل شبای بی ستاره سرد و خالیم
خوب می ترسم جای عشق غصه رو یادت بکنم
تو مثل قصه پر از خاطره هستی
نمی خوام من بی نشون نشونه دارت بکنم
تو بگو خودت بگو با تو بمونم یا برم
آخه من هیچ نمی خوام که غصه دارت بکنم
تو بگو خودت بگو با تو بمونم یا برم
آخه من هیچ نمی خوام که غصه دارت بکنم
تو بگو خودت بگو با تو بمونم یا برم
آخه من هیچ نمی خوام که غصه دارت بکنم
تو بگو خودت بگو با تو بمونم یا برم
آخه من هیچ نمی خوام که غصه دارت بکنم





💋من اگه هنوز میخونم واسه خاطر دل توست عشقم


من اگه هنوز میخونم واسه خاطره دل توست
شعر من صدای غم نیست هم صدای حسرت توست
عزیزم اگه خزونم واست از بهار میخونم
تو رو تنها نمیذارم گرچه تنها جا میمونم
اگه تو شبای سردت با خودت تنها میشینی
من برات میخونم از عشق تا که فردا رو ببینی
اگه هم صدای اشکی واسه آرزوی بر باد
من برات میخونم ای گل نو بهارو نبر از یاد
همه دلخوشیم به اینه که تو یادت موندگارم
گر چه عمریه تو این دشت یه خزونه بی بهارم




سایت موزیک عاشقانه: بابک مارلون و ساناز